نشاط در پرتو نظارت الهی
31 بازدید
محل نشر: اطلاع رسانی معارف شماره40-1380
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
بسم الله الرحمن الرحیم نشاط در پرتو نظارت الهی محمد رضا داودی چکیده نشاط به معنای سرزندگی و سرحال بودن است که نمود آن در فعالیت و تکاپو آشکار می­گردد. نظارت خداوند متعال بر کارهای بندگان خویش، نشاط و نیروی درونی به آنان می­بخشد تا در همه حال به وظایف خویش عمل کنند و به مبارزه با سختیهایی زندگی و رویایی با دشمنان برخیزند و بدون احساس سستی و خستگی بر آنها پیروز شده و هیچ گاه ناامیدی را به خود راه ندهند. ????? اگر در افراد پیرامون خود دقت کنیم و رفتارشان را زیر نظر بگیریم، متوجه نکات بسیاری می‌شویم از جمله آنکه پاره‌ای از آنان پرتحرک، فعّال، شاد، پويا و خوشبين هستند و در هر چيزِ عادی، جلوه‌ای نو می‌بینند و از هر تجربه‌ای درسی می‌آموزند و خود را امیر قلمرو خویش می­شناسند؛ و گروهی دیگر خسته، فرسوده، پژمرده و دل­مرده هستند و اطراف خود را سراسر ملال‌آور دیده، به حوادثی که پیرامونشان می­گذرد، بی‌توجهی می­کنند، اینان دایم نومید هستند، امید هیچ نوع اصلاحی ندارند و بوی بهبودی زاوضاع جهان نمی‌شنوند. بر این دو گروه، نامهای متعددی می‌توان نهاد و آنان را از جهات گوناگون طبقه بندی کرد؛ که غالبا به گروه اول شاداب و با نشاط، و به گروه دوم، کسل یا افسرده گفته می‌شود. البته می­توان گروه سومی نیز ترسیم کرد که به صورت «مقطعی» در یکی از دو گروه بالا قرار می­گیرند؛ یعنی نه نشاطِ پایدار دارند و نه همیشه کسل و افسرده­اند. همة افزاد دوست دارند که از روحیة شادابی برخوردار بوده، کارهای خود را با انگیزه­های درونی و با شور و سرزندگی انجام دهند و با کسالت و خمودی رابطه­ای نداشته باشند تا بهتر بتوانند به وظایف خویش عمل نمایند و به کمالات والای انسانی دست یابند. در ادامة این نوشتار به یکی از عوامل شادابی از دیدگاه قرآن پرادخته می­شود. بزرگان علم و عمل، و نیز کسانی که توانستند امور خود را به مقصد برسانند و یا بر مراحل بلند معنویات قدم گذارند و به کمالات انسانی نایل گردند، همة فضیلت­های خود را ـ پس از توفیق الهی ـ مرهون روحیة شادابی می­دانند، این روحیه باعث شد آنان بتوانند آنچه در توان دارند بکار گیرند و به فعالیت و تکاپو بپردازند و به آنچه وظیفة خویش تشخیص دادند عمل کنند، و هيچ گاه خستگی، تنبلی و تن­پروری را به درون خود راه ندهند. واژة «نشاط» در لغت فارسی بدین معانی آمده است: سرزندگی، زنده دلی، خوشدلی، سبکی و چالاکی یافتن برای اجرای امور، خوشی، شادمانی، خرّمی، سرور، شادی، طرب، خرسندی مقابل کسل. و در لغت عرب چنین بیان شده است: نشاط در مقابل کسالت و تنبلی است که به معنای رغبت و میل به کار داشتن و کاری را با طیب نفس و رغبت انجام دادن و با چالاکی به کار پرداختن، می­باشد. تفاوت نشاط با شادی با اينکه شادی و نشاط با يکديگر ارتباط تنگاگي داشته و يکي از عوامل نشاط را نيز مي­توان شادی دانست و عموماً اين دو واژه را به يک مفهوم مي­گيرند، اما میان این دو حالت روانی انسان، تفاوت وجود داشته که کمتر بدان توجه می­شود. تفاوتشان در اين است که شادی (معادل عربي آن فرح و سرور) به معناي خوشحالي و خوشنودي بوده، نمود آن بیشتر با خنده و تبسم است؛ اما نشاط و شادابی به معنای سرحال بودن و سرزندگی و میل و رغبت به کار داشتن است، که نمود آن در فعالیت و تکاپو آشکار می­گردد. از اين رو مي­توان گفت که گاهي نشاط و شادی هر دو با هم جمع­اند و آن زماني است که فرد هم شاد است و هم سرحال و بانشاط، و زماني از هم جدايند يعنی؛ گاهی فردی بانشاط و سرحال است ولی شاد نیست، او کارهای خود را با میل و رغبت انجام می­دهد ولی خندان نیست؛ مانند پیامبران که از گمراهیِ دیگران ناراحتند و با نشاط به ارشاد آنان می­پردازند و چون به وظیفة خویش عمل کرده­اند، لذت می­برند. و از آن طرف گاهی شخصی شاد و خندان است ولی نشاط لازم را برای انجام امور خود ندارد، مانند فرد افسرده­ای که بر اثر عوامل خارجی برای چند لحظه خندان است. دلیل ما بر این تفاوت، روایات زیر است که به خوبی می­توان به گونه­گونی این دو واژه رسید: 1) امام صادق – علیه­السلام ـ می­فرماید: «... النشاط ضده الکسل، و الفرح ضده الحزن» یکی از لشکریان عقل نشاط، ضد آن (یکی ازلشکریان جهل) کسالت است، و شادی ضد آن اندوه است. در اين روايت شادی و نشاط را جداي از يکديگر ذکر کرده و هر يک را از لشکريان عقل به حساب آورده است. 2) علی علیه السلام می­فرماید: «علیک بادمان العمل فی‌النشاط و الکسل» به عمل [خود] ادامه بده چه درحال نشاط و چه در حال سستي و کاهلی. 3) پیامبر اکرم ˆ نشانه‌های ریاکار را چنین برمی‌شمارند: «ریا کننده سه علامت دارد: وقتی تنهاست تنبل و بی‌حال است، وقتی کسی نزد اوست با نشاط و سرحال است، و دوست دارد در تمام کارها مورد ستایش قرار گیرد.» در روایات فوق، «نشاط» را در برابر «کسالت» ذکر کرده­اند، از مقابلة اين واژه­ها بدست مي‌آيد که نشاط در روايات به معناي سرزندگی، فعالیّت، جنب و جوش و حال و حوصله داشتن برای کارها به ویژه انجام عبادت، می­باشد. مرحوم علامة مجلسی (ره) در ذیل روایت سوم می­گوید: «نشاط گاهی پیش از عمل بوده و موجب شروع در عمل می­شود و گاهی پس از شروعِ کار بوده و باعث تطویل و نیکو بجا آوردن آن می­شود.» علاوه براینکه از لغت نیز می­توان به دوگانگیِ فوق دست یافت. در روایات فراوانی از کسالت نیز نهی شده و علت آن چنین بیان شده است: از تنبلی بپرهیزید زیرا تنبلی ضرر دنیا و آخرت را بدنبال دارد، کلید هر شرّ است، وموجب کم بهره بردن از دنیا می‌شود. نظارت خداوند بر کارهای بندگان خداوند متعال شاهد و ناظر بر اعمال، گفتار و افکار تمام انسانهاست، او همانطوری که کارهای ما را می­بیند، سخنان ما را شنيده و از افکار و انديشه­ها و حالات روحي و رواني ما آگاه می­باشد. بنابراین انسان هر کاری که انجام می­هد، در پیشگاه پروردگار بوده و چیزی از اعمال او حتی نیاتش از خداوند مخفی نیست و اساسا تمام عالم هستی در محضر الهی است. قرآن دربارة وسعت علم الهی به تمام عالم هستی از جمله اعمال انسان و راز های درون او، می‌گوید: أَلَمْ یَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ یَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللّهَ عَلاَّمُ الْغُیُوبِ (توبه: 78) آیا [منافقان] ندانسته‏اند که خدا راز آنان و نجواى ایشان را مى‏داند و خدا داناى رازهاى نهانى است. نظارت پروردگار بر تمام کارهای انسانها در آیات و روایات فراوانی ذکر شده است، در ذیل تنها به دو آیه و یک روایت بسنده می‌شود: ألم یعلم بانّ الله یری (علق: 14) آیا نمی­داند که خداوند [همة اعمال‌ او را] می­بیند. و قل اعملوا فسیری الله عملکم ... (توبه/94) بگو اعمال و وظایف خویش را انجام دهید که خداوند عمل شما را خواهد دید. حضرت علی u می­فرمایند: «اعمالی که بندگانش در شب و روز انجام مى‏دهند بر خداى سبحان پنهان نیست. از کم‏ترینشان با خبر و بر مجموعه‏شان آگاه است.» نشاط و نظارت الهی یکی از عوامل نشاط که محرّک انسان به عمل بوده و سستی و کسالت را از او زایل می‌سازد، توجه به این حقیقت است که تمام کارهای انسان در محضر الهی صورت می­گیرد و تمام حوادثی که برای او پیش می­آید در پیشگاه خداوند رخ می­دهد و او از تمام این مسایل آگاهی دارد، شناخت نسبت به این امر باعث نشاط در انسان موحد می­شود؛ زیرا او می­داند که خداوندِ دانا و توانا ناظر بر اعمالش بوده و کارهای او را بی­پاداش نمی­گذارد، وعدة پاداش و نیز تحقق آن از طرف خداوند موجب امیدواری و در نتیجه لذت او در دنیا می‌شود، لذت نیز ملایم با طبع انسان است او ذاتا به گونه­ای آفریده شده است که همواره در پی کسب لذت است و حصول لذت برای او نشاط­آور است. اگر بازیگرانِ یک مسابقة طاقت فرسا توجه داشته باشند که اطراف میدانِ مسابقه تعدادی از دوستانشان شاهد مسابقه هستند، تحمل سختیها برایشان آسان شده، با شوق و اشتیاق بیشتری برای برنده شدن به تکاپو می­پردازند. جایی که چند نفر تماشاچی چنین شور و نشاطی در انسان بوجود می­آورد، توجه به این حقیقت که خداوند تلاش و فعالیت او را مشاهده می­کند نشاط فروانی را در او ایجاد می­کند، زیرا نظارت الهی بر اعمال بندگان همراه با رحمت و مهربانی و توانایی بر اعطای هر گونه پادش است و نیز برای برخی از افراد همراه با بالا بردن درجة آنان است. این دلگرمی که انسان در حضور پروردگار خویش است و از پشتیبانی او برخوردار، برای پیامبر اکرم… نیز وجود داشته است، قرآن می­گوید: وَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ حِینَ تَقُومُ (طور: 48) و در برابر دستور پروردگارت شکیبایى پیشه کن که تو خود در حمایت مایى و هنگامى که [از خواب] بر مى‏خيزى به نيايش پروردگارت تسبيح گوی. ای رسول ما اگر تو را شاعر و مجنون و کاهن خواندند، شکیبا باش و اگر آیات الهی را دروغهای تو به خداوند دانستد و در برابر براهین منطقی تو لجاجت کردند، مبادا دلسرد گردي و در انجام وظايف خويش سستي کنی، و در مقابل اذیت تکذیب کنندگان نیز صبر پیشه کن، زيرا تو در برابر علم ما قرار داري و در حفاظت کامل ما هستی. هنگامي که انسان احساس کند فرد بزرگواري ناظر بر اعمال اوست و تمام کوشش و تلاش او را می­بیند و او را در برابر دشمنان ياري خواهد کرد، نشاط در او ایجاد شده و به او توان و نیرو خواهد بخشید. حال اگر این ناظر خداون باشد نشاط بیشتری را در خود احساس خواهد کرد. خداوند در آیه­ای دیگر به رسول اکرم … می­فرماید: وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِمَا یَقُولُونَ $ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَکُن مِّنَ السَّاجِدِینَ (حجر: 97 و 98) ما می­دانیم که سخنان مشرکان سینة تو را تنگ و ناراحت می­سازد، روح لطیف و قلب حساس تو نمی­تواند در برابر بدگوییهای آنان ساکت بنشیند و سخنان کفر آمیز آنان را تحمل کند، به همين دليل اندوهگين مي­شوی، برای برطرف شدن این ناراحتی به تسبیح پروردگارت بپرداز و در برابر ذات پاکش سجده بجای آور. ذکرخداوند اثرات بد گفتار آنان از بین برده، به تو نیرو و توان تحمل بیشتر می­بخشد. هر چند خطاب آیه به پیامبر اکرم … است، ولی عموم آن شامل همه افراد می­شود. هر کس می­خواهد در برابر سختیها مقاوم باشد و در برابر سخنان ناروای دیگران، آرامش و نشاط خود را از دست ندهد و با شور و هیجان به وظیفة خود عمل کند، همیشه با عبادت و تسبیح, به یاد خدا باشد و او را حاضر و ناظر بر کردار خویش بداند. که خداوند در آیة ذیل تمام افراد با ایمان را مورد خطاب قرار می­دهد: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْکُرُواْ اللّهَ کَثِیرًا لَّعَلَّکُمْ تُفْلَحُونَ (انفال: 45) ای گروه مؤمنان هنگامی که دسته­ای از دشمنان را در میدان نبرد در برابر خود دیدید، ثابت قدم باشید و خدا را فراوان یاد کنید باشد که رستگار و پیروز شوید. هنگامی که سرباز مجاهد در نبرد با دشمن یاد قدرت بی­پایان و رحمت گسترده الهی باشد و دل او متوجه نظارت پروردگار گردد، روحیه­اش قوی گشته، در پرتو آن احساس می­کند در میدان مبارزه تنها نیست، تکیه­گاهی نیرومند دارد که هیچ قدرتی تاب مقاومت در برابر آن را ندارد. این امر ویژة جنگ و جهاد نبوده، می­تواند در تمام صحنه‌های زندگی انسان رخ دهد و او را در برابر ناملایمات زندگی مقاوم گرداند تا او شادابی خویش را حفظ کرده، به فعالیت و تلاش بپردازد. هنگامی که حضرت نوح u تحت شدیدترین فشارها از طرف قوم خود قرار داشت، مأمور ساختن کشتی شد خداوند به او فرمود: وَاصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَوَحْیِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ (هود:37) در برابر دیدگان ما (علم و آگاهی ما) و [به] وحى ما کشتی بساز، و در باره کسانى که ستم کرده‏اند، با من سخن مگوى؛ چرا که آنان غرق شدنى‏اند. این جمله چنان قوت قلبی به او بخشید که فشار و استهزای قومش، کمترین خللی در ارادة نیرومند او ایجاد نکرد و با نیروی فراوان به ساختن کشتی پرداخت. «اعین» جمع عین است، یعنی چشمان ما، عین در مورد خداوند یعنی مراقبت و کنایه از نظارت اوست و جمع آمدن آن برای فهماندن شدت مراقبت است. «وحینا» به این معناست که کشتی را با راهنمایی­های ما بساز. مؤمن آل فرعون، کسانی که نقشة قتل موسی u را کشیدند تهدید به عذاب الهی کرده و گفت: فَسَتَذْکُرُونَ مَا أَقُولُ لَکُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ (غافر: 44) به زودی آنچه را من امروز به شما می­گویم به خاطر خواهید آورد و هنگامی که آتش خشم و غضب الهی دامانتان را در این جهان و آن جهان فرا می­گیرد، به صدق گفتار من پی­می­برید. من از تهدیدهای شما نمی­ترسم، زیرا سرتاپای خود را به کسی سپرده­ام که قدرتش بی­انتهاست و از حال بندگان به خوبی آگاه است. خداوند به کارهای افراد و به راز دل و منویات هر کس آگاه بوده و هیچ امری بر او پنهان نخواهد بود، همین امر هم باعث سپردن امور به او می­شود و هم نهراسیدن از دشمنان خداوند و در تمام حالات تنها به فکر انجام وظیفه بودن. مؤمن آل فرعون، پس از تلاش گستردة خیرخواهانه خود برای هدایت قوم خویش، و عدم تأثیر پذیری آنان، کار و سرنوشت خود را به خداوند واگذاشت و بر او توکل کرد و از تهدیدهای شدید فرعونیان نهراسید چرا که می­دانست پروردگار بر تمامی امور بندگان خویش بصیرت و آگاهی کامل دارد و عالم هستی را محضر الهی می‌دید، از این رو هیچ گاه به خود سستی و ناامیدی راه نداد و با شادابی تمام به زندگی خود ادامه داد و از حمایت و امداد الهی بهره برد و شاهد عذاب پروردگار در این جهان برای آل فرعون شد. توجه به اینکه فرد مؤمن هر کار خوبی انجام دهد، پروردگارش می­بیند و پاداش آنها را عنايت خواهد کرد، برای او موجب خوشحالی و لذت­بخش بوده و ترغیبی بر انجام اعمال نیک است. علم پروردگار و انگیزة تلاش حضرت علی u می­فرماید: «قَدْ عَلِمَ السَّرَائِرَ وَ خَبَرَ الضَّمَائِرَ لَهُ الْإِحَاطَةُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ الْغَلَبَةُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ الْقُوَّةُ عَلَى کُلِّ شَیْ‏ءٍ فَلْیَعْمَلِ الْعَامِلُ مِنْکُمْ فِی أَیَّامِ مَهَلِهِ قَبْلَ إِرْهَاقِ أَجَلِهِ وَ فِی فَرَاغِهِ قَبْلَ أَوَانِ شُغُلِهِ وَ فِی مُتَنَفَّسِهِ قَبْلَ أَنْ یُؤْخَذَ بِکَظَمِهِ وَ لْیُمَهِّدْ لِنَفْسِهِ وَ قَدَمِهِ وَ لْیَتَزَوَّدْ مِنْ دَارِ ظَعْنِهِ لِدَارِ إِقَامَتِهِ.» بى هیچ تردیدى، او به رازها دانا است، و از نهان‏ها آگاه، بر هر چه و هر کار محیط و توانا است. پس هر کس از شما در روزگارانی که مهلت دارد به اعمال نیکو بپردازردپیش از آنکه گرفتار شود، و در ایام رهایی نیکو باشد، پیش از آنکه چنگالهاى مرگ گلویش را بفشارد، پس برای خود و جایی که می­رود آماده باشد، و در اين دنيا که محل کوچ کردن است براي منزلگاه ابدی، توشه برگیرد. در این فرمایش حضرت، هم از نظارت الهی و هم از احاطه او بر موجودات سخن گفته تا انگیزة تلاش و کوشش را در درون انسانها بیشتر نموده و آنان را بر انجام کارهای نیک وادار نمایند. نگاهی به نشاط امام حسین u در روز عاشورا نمونه دیگر بر اینکه اگر انسان، خدا را ناظر بر اعمال خویش بداند موجب نشاط او در کارها و آسان شدن سختیها می­گردد، جریان حسین بن علیu در کربلاست، در آن هنگام که گلوی فرزند خردسالش با تیر شکافته می­شود، خون او را گرفته و به آسمان پرتاب می­کند، این حادثه برای او بسیار سنگین بود، اما با این حال می­فرماید: «هوّن علیَّ ما نزل بی اَنّه بعین الله» اینکه در محضر خدا واقع شده است، این مصیبت را بر من آسان می­گرداند. امام سجاد u در خصوص آرامش برخاسته از نشاط در انجام وظیفة الهی سید الشهدا u می‌فرمایند: «هنگامی که کار [جنگ در کربلا] سخت شد، پدرم حسین بن علی u در آرامش کامل بود و هر لحظه رنگ چهرة او روشن­تر و بشّاش­تر می­گشت، برخی بر خلاف پدرم رنگشان زرد شده و ترس بر اندامشان افتاده بود و دلهاشان می­لرزید، حسین بن علی u به آنان فرمود: ای بزرگ زادگان صبر کنید مرگ جز پلی بیش نیست که شما را از این سختیها به بهشت وسیع عبور می­دهد. ...» از آنجایی که آن حضرت، خود را در محضر الهی می­بینند تمام سختیها را با شادابی تحمل می­کند و مشکلات برای او آسان می­گردد، که خود می­فرمایند: «...گویا می­بینم در سرزمین مابین نواویس و کربلا گرگان بیابان [لشکر کوفه] مفاصل و پیوندهای مرا پاره پاره می­کنند و شکمهای آمال و انبانهای خالی خود را از من انباشته می­کنند، از روزی که قلم قضا بر آن رقم خورده چاره­ای نیست، رضایت خداوند خشنودی ما اهل بیت است.» امام حسین u هر گاه وضو می­ساخت، رنگ چهره­اش تغییر می­کرد و اندامش می­لرزید، از او علت را جویا شدند، فرمود: «حق لمن وقف بین یدی الملک الجبّار ان­یصفر لونه و یرتعد مفاصله.» سزاوار است کسی که در برابر ملک جبّار ایستاده، رنگش زرد شود و اندامش بلرزد. از مجموع مطالب بالا به دست می­آید که وقتی انسان پروردگار را ناظر بر اعمال خود مشاهده کرد، می­داند هر کاری را که انجام دهد چون به وظیفة خویش عمل نموده است، بی­نتیجه نمی­ماند؛ و اگر کوتاهی از او سرزده است خداوند مهربان او را می­آمرزد. از این رو از سختیها و مشکلات فرا روی خود نمی‌هراسد، اموری که به نظرش شر و پلیدی است، او را به کسالت و خمودی وادار نمی‌سازد و با نشاط به کار و فعالیت پرداخته، وظایفی که بر عهده اوست به خوبی انجام می­دهد.